پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

288

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

پيش از اين ، در بررسى تفسير مقاتل ، نقش اين مثلها را در پيدايش تفسير روحانى قرآن نشان داديم . ولى در حالى كه مقاتل به زحمت از محتواى مثل قرآنى فراتر مىرفت ، نورى و صوفيان همين مثلها را در پرتو تجربهء خود مىخوانند و آنها را در معناى جديدى كه معنايى تحكّمى نيست - زيرا معنى در بطن تجربه تولّد مىيابد و تجربه بر آن نظارت دارد - تفسير مىكنند . 1 . بدين گونه است كه باران و آب كه از آسمان براى احياى زمين خشك فرود مىآيد ، براى قرآن آيت قدرت الهى و نماد رستاخيز ابدان است كه در روز بازپسين ، مانند زمين كه در موسم بهار زندگى از سر مىگيرد ، دوباره زنده مىشوند : وَ مِنْ آياتِهِ أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ خاشِعَةً فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَيْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ إِنَّ الَّذِي أَحْياها لَمُحْيِ الْمَوْتى إِنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ : و از آيات قدرت او آنكه تو زمين را خشك مىبينى . چون آب بر آن بفرستيم به جنبش آيد و گياه بروياند . آن كس كه آن زنده مىكند زنده‌كنندهء مردگان است ، كه او بر هر چيزى تواناست « 68 » ( فصّلت ، 39 ) . اصالت تفسير صوفيانه - و تهوّر آن - در فهم احياء مردگان به معنى استعارى مرگ و زندگى روحانى است . فَانْظُرْ إِلى آثارِ رَحْمَتِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها : پس به آثار رحمت خدا بنگر كه چگونه زمين را پس از مردنش زنده مىكند » ( روم ، 50 ) : سهل تسترى اين آيه را چنين تفسير مىكند : « به ظاهر مقصود باران است ، ولى در باطن مقصود زنده شدن دل با ذكر خداست » . همچنين ابن عطا آيهء وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً طَهُوراً را چنين تفسير مىكند : « ما از آسمان فهم و علم و معرفت فروفرستاديم و قلوب « اولى الالباب » و اهل معرفت و فهم را به آنها مزيّن كرديم . پس آنها « خطاب » خدا را فهم كردند و آن را به كار بستند ، از آن محظوظ شدند و از آن پيروى كردند و بدين آب در دلهاشان معرفت خود و بر زبانهاشان ياد خود و بر جوارحشان خدمت خود را رويانيد . » « 69 » و آنجا كه قرآن مىگويد : إِنَّ ذلِكَ لَمُحْيِ الْمَوْتى جنيد آن را چنين تفسير مىكند : « او خدايى است كه با انوار معرفت خود و آثار هدايت خود نفوس مرده از شهوتها و قلوب مرده از غفلتها را زنده مىگرداند . » « 70 » نورى با روح اين تفسير ، كه در زمان او جنبهء « كلاسيك » يافته بود ، در آخرين باب رسالهء

--> ( 68 ) . نقل از قرآن ترجمهء آيتى - م . ( 69 ) . نقل از سلمى ، حقائق التفسير ، در تفسير آيهء 9 ، سورهء ق ، و آيهء 50 ، سورهء روم . مفاهيم زندگى و مرگ را قشيرى در بيان اعتقاد صوفيان چنين خلاصه مىكند : « بدان كه مرگ بر دوگونه است : مرگ نفس و مرگ دل . آن كه نفسش مىميرد زندگيش را از دست مىدهد ، ولى آنكه دلش مىميرد پروردگارش را از دست مىدهد . همچنين زندگى بر دوگونه است : زندگى نفس و زندگى دل . . . نشانهء زندگى دل آن است كه فرح خود را در طاعت خدا مىيابد و از نافرمانى در رنج است » ( كنز اليواقيت ، نسخهءخطّى موزهء بريتانيايى ، برگ 43 الف ) . ( 70 ) . مقايسه كنيد با يادداشت قبل .